السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
112
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
در ( علل الشرائع ) وارد شده كه مردى شامى از امير المؤمنين ( ع ) پرسيد كه اسم نوح چه بود ؟ آن حضرت فرمود : اسم نوح ( سكن ) بود و به اين علّت نوح ناميده شد كه او نهصد و پنجاه سال با نوحه و بىتابى قوم خود را به سوى دين حقّ دعوت مىكرد ، و در همان كتاب از امام صادق ( ع ) نقل شده : اسم نوح عبد الغفّار بود و به اين علّت نوح ناميده شد كه مرتّب بر نفس خود نوحه و زارى مىكرد . و نيز از آن حضرت نقل شده كه : اسم نوح ( ع ) عبد الملك بود و به اين علّت نوح ناميده شد كه پانصد سال نوحه و زارى مىكرد و در روايت ديگر مىفرمايد : نام نوح عبد العلى بود ، شيخ صدوق رحمة اللَّه مىگويد : همهء اسمائى كه به نوح نسبت داده شده واحد است و دلالت بر بندگى خداوند غفّار و ملك و اعلى مىكند . راوندى در ( قصص انبياء ) از قول شيخ صدوق با اسناد به وهب نقل مىكند كه : نوح در ميان قومش نهصد و پنجاه سال دعوت مىنمود ، امّا جز استكبار و طغيان عكس العملى از آنها نديد بطورى كه بعد از سيصد سال دعوت كردن مردى از قوم او پسرش را همراه آورده و نوح را به او نشان داد و گفت : پسرم اگر تو بعد از من زنده بودى از اين ديوانه پيروى مكن . و در همان كتاب از امام على النّقي ( ع ) نقل شده كه : ابليس به نزد نوح ( ع ) آمد و گفت : تو حقّ بزرگى بر گردن من دارى ، پس از من نصيحت بپذير كه هرگز به تو خيانت نمىكنم ، نوح از گفتار او ناراحت و متأثّر شد ، آن وقت خداوند به او وحى كرد كه با ابليس همكلام شو و از در مسالمت در ، كه هر آينه من او را با حجّتى بر تو به نطق وامىدارم ، سپس نوح به ابليس گفت : سخن بگو آى ، ابليس گفت : ما وقتى يكى از بنى آدم را بخيل يا حريص يا حسود يا ستمگر يا عجول مىيابيم او را مانند توپى به سوى يك ديگر مىرانيم و وقتى همهء اخلاق بد در او جمع شد او را شيطان مىناميم ، آن وقت نوح گفت : آن حقّ بزرگى كه گفتى من بر گردهء تو نهادهام چيست ؟ ابليس گفت : تو اهل زمين را نفرين كردى و بوسيلهء طوفان فراگير همهء آنها را در يك زمان وارد جهنم كردى و من آسوده شدم و اگر دعوت تو نبود من مدّتهاى طولانى بايد به گمراه كردن آنها مشغول مىشدم . ( اكمال الدين ) به نقل از امام صادق ( ع ) مىگويد : نوح ( ع ) بعد از قرار گرفتن كشتى پنجاه سال زندگى كرد ، آن وقت جبرئيل به نزد او آمد و گفت : اى نوح همانا